❦

غزل شمارهٔ ۱۸۵

چند لحظه آرام بگیر، نیت کن و غزلت را بخوان.

همهٔ غزل‌ها

نقدها را بُوَد آیا که عیاری گیرند؟

تا همه صومعه‌داران، پی کاری گیرند

مصلحت‌دید من، آن است که یاران، همه کار

بگذارند و خم طُرّهٔ یاری گیرند

خوش گرفتند حریفان، سر زلف ساقی

گر فلکْشان بگذارد که قراری گیرند

قُوَّتِ بازوی پرهیز به خوبان مفروش!

که در این خیل، حصاری به سواری گیرند

یا‌ رب! این بچهٔ تُرکان چه دلیرند به خون

که به تیر مُژه، هر لحظه، شکاری گیرند

رقص بر شعر تر و نالهٔ نی خوش باشد

خاصه، رقصی که در آن، دست نگاری گیرند

«حافظ»! ابنایِ زمان را غم مسکینان نیست

زین میان گر بتوان؛ بِهْ که کناری گیرند

برداشتی برای تأمل

این غزل را فرصتی برای مکث بگیر؛ کدام بیت با حال امروزت نزدیک‌تر است؟ احساس و برداشت خودت را بنویس و برای تصمیم‌ها، شرایط واقعی زندگی را هم در نظر بگیر.

این برداشت تحریریهٔ ویرازو است؛ پیش‌بینی یا تعبیر منسوب به حافظ نیست.
متن در گنجور

انتخاب غزل تصادفی است. متن اشعار کلاسیک از داده‌های گنجور؛ برای سرگرمی و تأمل.

بازگشت به فال و سرگرمی

متن آهنگ