❦

غزل شمارهٔ ۱۸۶

چند لحظه آرام بگیر، نیت کن و غزلت را بخوان.

همهٔ غزل‌ها

گَر مِی‌فُروش، حاجَتِ رِنْدان رَوا کُنَد

ایزَد، گُنَه بِبَخْشَد و دَفْعِ بَلا کُنَد

ساقی، به جامِ عَدْل بِدِه بادِه! تا گِدا

غِیْرَت نَیاوَرَد، کِه جَهان پُر‌بَلا کُنَد

حَقّا کَز این غَمان بِرِسَد مُژْدِهٔ اَمان

گَر سالِکی، بِه عَهْدِ اَمانَت، وَفا کُنَد

گر رَنْج، پیشَت آیَد و گَر راحَت، ای حکیم!

نِسْبَت مَکُن بِه غِیْر! کِه این‌ها خُدا کُنَد

دَر کارخانِه‌ای که رَهِ عَقْل و فَضْل نیست

فَهْمِ ضعیف‌رای‌، فُضولی چِرا کُنَد؟

مُطْرِب بِساز پَرْدِه! کِه کَس، بی‌اَجَل نَمُرْد

وان کاو نَه این تَرانِه سُرایَد، خَطا کُنَد

ما را که دَرْدِ عِشْق و بَلایِ خُمار کُشْت

یا وَصْلِ دوست یا مِیِ صافی، دَوا کُنَد

جان رَفْت دَر سَرِ مِی و «حافِظ»، بِه عِشْق سوخت

عیسی‌دَمی کُجاست کِه اِحْیایِ ما کُنَد؟

برداشتی برای تأمل

این شعر می‌تواند یادآور ارزش همراهی باشد. گفت‌وگویی صادقانه یا احوال‌پرسی از یک دوست، فرصت خوبی برای امروز است.

این برداشت تحریریهٔ ویرازو است؛ پیش‌بینی یا تعبیر منسوب به حافظ نیست.
متن در گنجور

انتخاب غزل تصادفی است. متن اشعار کلاسیک از داده‌های گنجور؛ برای سرگرمی و تأمل.

بازگشت به فال و سرگرمی

متن آهنگ