❦

غزل شمارهٔ ۱۹۵

چند لحظه آرام بگیر، نیت کن و غزلت را بخوان.

همهٔ غزل‌ها

غُلَامِ نَرْگِسِ مَسْتِ تو، تاجداران‌اَنْد

خَرابِ بادِهٔ لَعْلِ تو، هوشیاران‌اَنْد

تو را صَبا و مَرا آبِ دیدِه شُد غَمّاز

وَگَرنَه عاشِق و مَعْشوق، رازداران‌اَنْد

زِ زیرِ زُلْفِ دوتا چون گُذَر کُنی، بِنْگر

کِه اَز یَمین و یَسارت چِه سوگواران‌اَنْد!

گُذار کُن چو صَبا بَر بَنَفْشِه‌زار! و بِبین

کِه اَز تَطاوُلِ زُلْفَت چِه بی‌قَراران‌اَنْد!

نَصیبِ ماست بِهِشْت، اِی خُداشِناس! بُرو!

کِه مُستَحَقِّ کِرامَت، گُناهکاران‌اَنْد

نَه مَن بر آن گُلِ عارِض، غَزَل سُرایم و بَس

که عَنْدَلیبِ تو اَز هَر طَرَف، هزاران‌اَنْد

تو دَسْتگیر شو! اِی خِضْرِ پِی‌خُجَسْتِه! کِه مَن

پیادِه می‌رَوَم و هَمْرَهان، سَواران‌اَنْد

بیا به مِیکَدِه! و چِهْرِه، اَرغَوانی کُن!

مَرو بِه صومَعِه کآنجا سیاه‌کاران‌اَنْد!

خَلاصِ «حافِظ» از آن زُلْفِ تابدار مَباد!

کِه بَسْتِگانِ کَمَنْدِ تو، رَسْتگاران‌اَنْد

برداشتی برای تأمل

این غزل را فرصتی برای مکث بگیر؛ کدام بیت با حال امروزت نزدیک‌تر است؟ احساس و برداشت خودت را بنویس و برای تصمیم‌ها، شرایط واقعی زندگی را هم در نظر بگیر.

این برداشت تحریریهٔ ویرازو است؛ پیش‌بینی یا تعبیر منسوب به حافظ نیست.
متن در گنجور

انتخاب غزل تصادفی است. متن اشعار کلاسیک از داده‌های گنجور؛ برای سرگرمی و تأمل.

بازگشت به فال و سرگرمی

متن آهنگ