❦

غزل شمارهٔ ۳۰۲

چند لحظه آرام بگیر، نیت کن و غزلت را بخوان.

همهٔ غزل‌ها

خوش خبر باشی ای نسیمِ شِمال

که به ما می‌رسد زمانِ وصال

قصّةُ الْعِشق لَا اِنْفِصامَ لَها

فُصِمَت ها هُنا لسانَ القال

ما لِسَلمی و من بِذی سَلَمٍ

أینَ جِیرانُنا و کَیفَ الْحال

عَفَتِ الدارُ بَعدَ عافیةٍ

فَاسألوا حالَها عَنِ الاَطْلال

فی جَمالِ الکمالِ نِلتَ مُنی

صَرَّفَ اللهُ عَنکَ عَینَ کمال

یا بَریدَ الْحِمی حَماکَ الله

مرحباً مرحباً تَعال تَعال

عرصهٔ بزمگاه خالی ماند

از حریفان و جامِ مالامال

سایه افکند حالیا شبِ هجر

تا چه بازَند شبرُوانِ خیال

تُرکِ ما سویِ کَس نمی‌نِگرد

آه از این کبریا و جاه و جلال

حافظا عشق و صابری تا چند؟

نالهٔ عاشقان خوش است، بِنال

برداشتی برای تأمل

به خواسته‌های قلبت گوش بده و در کنارش مرزها و نیازهای خودت را بشناس. توجه و مهربانی وقتی ارزشمندند که دوطرفه باشند.

این برداشت تحریریهٔ ویرازو است؛ پیش‌بینی یا تعبیر منسوب به حافظ نیست.
متن در گنجور

انتخاب غزل تصادفی است. متن اشعار کلاسیک از داده‌های گنجور؛ برای سرگرمی و تأمل.

بازگشت به فال و سرگرمی

متن آهنگ