❦

غزل شمارهٔ ۴۱۸

چند لحظه آرام بگیر، نیت کن و غزلت را بخوان.

همهٔ غزل‌ها

گر تیغ بارد در کوی آن ماه

گردن نهادیم الحکمُ لِلّه

آیین تقوا ما نیز دانیم

لیکن چه چاره با بخت گمراه؟ 

ما شیخ و واعظ کمتر شناسیم

یا جام باده یا قصه کوتاه

من رند و عاشق در موسم گل

آن گاه توبه؟ استغفرالله

مهر تو عکسی بر ما نیفکند

آیینه‌رویا! آه از دلت آه

اَلصَبرُ مُرٌّ و العُمرُ فانٍ

یا لَیتَ شِعري حَتّامَ أَلْقاه

حافظ چه نالی گر وصل خواهی؟

خون بایدت خورد در گاه و بی‌گاه

برداشتی برای تأمل

این غزل را فرصتی برای مکث بگیر؛ کدام بیت با حال امروزت نزدیک‌تر است؟ احساس و برداشت خودت را بنویس و برای تصمیم‌ها، شرایط واقعی زندگی را هم در نظر بگیر.

این برداشت تحریریهٔ ویرازو است؛ پیش‌بینی یا تعبیر منسوب به حافظ نیست.
متن در گنجور

انتخاب غزل تصادفی است. متن اشعار کلاسیک از داده‌های گنجور؛ برای سرگرمی و تأمل.

بازگشت به فال و سرگرمی

متن آهنگ