❦

غزل شمارهٔ ۴۲۰

چند لحظه آرام بگیر، نیت کن و غزلت را بخوان.

همهٔ غزل‌ها

ناگهان پرده برانداخته‌ای، یعنی چه؟

مست از خانه برون تاخته‌ای، یعنی چه؟

زلف در دستِ صبا، گوش به فرمان رقیب

این چنین با همه درساخته‌ای، یعنی چه؟

شاهِ خوبانی و منظورِ گدایان شده‌ای

قدرِ این مرتبه نشناخته‌ای، یعنی چه؟

نه سرِ زلفِ خود اول تو به دستم دادی

بازم از پای درانداخته‌ای، یعنی چه؟

سخنت رمزِ دهان گفت و کمر سِرّ‌ِ میان

وز میان، تیغ به ما آخته‌ای، یعنی چه؟

هر کس از مُهرهٔ مِهر تو به نقشی مشغول

عاقبت با همه کج باخته‌ای، یعنی چه؟

حافظا در دلِ تنگت چو فرود آمد یار

خانه از غیر نپرداخته‌ای، یعنی چه؟

برداشتی برای تأمل

این غزل را فرصتی برای مکث بگیر؛ کدام بیت با حال امروزت نزدیک‌تر است؟ احساس و برداشت خودت را بنویس و برای تصمیم‌ها، شرایط واقعی زندگی را هم در نظر بگیر.

این برداشت تحریریهٔ ویرازو است؛ پیش‌بینی یا تعبیر منسوب به حافظ نیست.
متن در گنجور

انتخاب غزل تصادفی است. متن اشعار کلاسیک از داده‌های گنجور؛ برای سرگرمی و تأمل.

بازگشت به فال و سرگرمی

متن آهنگ