❦

غزل شمارهٔ ۴۹۲

چند لحظه آرام بگیر، نیت کن و غزلت را بخوان.

همهٔ غزل‌ها

سَلامی چو بویِ خوشِ آشنایی

بِدان مَرْدُمِ دیدِهٔ روشَنایی

درودی چو نورِ دِلِ پارسایان

بِدان شَمْعِ خَلْوَتْگَهِ پارسایی

نِمی‌بینَم از هَمْدَمان، هیچ بَر جای

دِلَم، خون شد از غُصِّه؛ ساقی! کُجایی؟

زِ کویِ مُغان، رُخ مَگَرْدان! کِه آنجا

فُروشَنْد مِفْتاحِ مُشْکِل‌گُشایی

عَروسِ جَهان گَرچِه دَر حَدِّ حُسْن است

زِ حَد می‌بَرَد شیوِهٔ بی‌وَفایی

دِلِ خَسْتِهٔ مَن گَرَش هِمَّتی هَسْت

نَخواهَد زِ سَنْگین‌دِلان، مومیایی

مِیِ صوفی‌اَفْکَن، کُجا می‌فُروشَنْد؟

کِه دَر تابم اَز دَسْتِ زُهْدِ ریایی

رَفیقان، چُنان، عَهْدِ صُحْبَت شِکَسْتَنْد

کِه گویی نَبوده‌ست خود، آشْنایی

مَرا گَر تو بُگْذاری، اِی نَفْس طامِع!

بَسی پادْشایی کُنَم دَر گِدایی

بیاموزَمت کیمیایِ سَعادَت

زِ هَم‌صُحْبَتِ بَد، جُدایی! جُدایی!

مَکُن «حافِظ» اَز جورِ دوران، شِکایَت!

چِه دانی تو، اِی بَنْدِه! کارِ خُدایی؟

برداشتی برای تأمل

این غزل را فرصتی برای مکث بگیر؛ کدام بیت با حال امروزت نزدیک‌تر است؟ احساس و برداشت خودت را بنویس و برای تصمیم‌ها، شرایط واقعی زندگی را هم در نظر بگیر.

این برداشت تحریریهٔ ویرازو است؛ پیش‌بینی یا تعبیر منسوب به حافظ نیست.
متن در گنجور

انتخاب غزل تصادفی است. متن اشعار کلاسیک از داده‌های گنجور؛ برای سرگرمی و تأمل.

بازگشت به فال و سرگرمی

متن آهنگ