غزلهای حافظ
فال بگیرغزل ۴۵۷
هزار جهد بکردم که یار من باشیغزل ۴۵۸
ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشیغزل ۴۵۹
زین خوش رقم که بر گل رخسار میکشیغزل ۴۶۰
سُلَیمیٰ مُنذُ حَلَّت بِالْعراقِغزل ۴۶۱
کَتَبتُ قِصَّةَ شَوقی و مَدمَعی باکیغزل ۴۶۲
یا مُبْسِماً یُحاکي دُرْجاً مِنَ اللِّآليغزل ۴۶۳
سَلامُ اللّهِ ما کَرَّ اللَّیاليغزل ۴۶۴
بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالیغزل ۴۶۵
رفتم به باغ صبحدمی تا چنم گلیغزل ۴۶۶
این خرقه که من دارم در رهن شراب اولیغزل ۴۶۷
زان می عشق، کز او پخته شود هر خامیغزل ۴۶۸
که بَرَد به نزد شاهان ز من گدا پیامی؟غزل ۴۶۹
أَتَتْ رَوائِحُ رَنْدِ الْحِمیٰ و زادَ غَرامیغزل ۴۷۰
سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمیغزل ۴۷۱
ز دلبرم که رساند نوازش قلمیغزل ۴۷۲
اَحمَدُ اللهَ عَلی مَعْدِلَةِ السُلطانِغزل ۴۷۳
وقت را غنیمت دان آن قدر که بتْوانیغزل ۴۷۴
هواخواه توام جانا و میدانم که میدانیغزل ۴۷۵
گفتند خلایق که تویی یوسف ثانیغزل ۴۷۶
نسیم صبح سعادت! بدان نشان که تو دانیغزل ۴۷۷
دو یار زیرک و از بادهٔ کهن دو منیغزل ۴۷۸
نوش کن جامِ شرابِ یک منیغزل ۴۷۹
صبح است و ژاله میچکد از ابر بهمنیغزل ۴۸۰
ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی
هزار جهد بکردم که یار من باشیغزل ۴۵۸
ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشیغزل ۴۵۹
زین خوش رقم که بر گل رخسار میکشیغزل ۴۶۰
سُلَیمیٰ مُنذُ حَلَّت بِالْعراقِغزل ۴۶۱
کَتَبتُ قِصَّةَ شَوقی و مَدمَعی باکیغزل ۴۶۲
یا مُبْسِماً یُحاکي دُرْجاً مِنَ اللِّآليغزل ۴۶۳
سَلامُ اللّهِ ما کَرَّ اللَّیاليغزل ۴۶۴
بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالیغزل ۴۶۵
رفتم به باغ صبحدمی تا چنم گلیغزل ۴۶۶
این خرقه که من دارم در رهن شراب اولیغزل ۴۶۷
زان می عشق، کز او پخته شود هر خامیغزل ۴۶۸
که بَرَد به نزد شاهان ز من گدا پیامی؟غزل ۴۶۹
أَتَتْ رَوائِحُ رَنْدِ الْحِمیٰ و زادَ غَرامیغزل ۴۷۰
سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمیغزل ۴۷۱
ز دلبرم که رساند نوازش قلمیغزل ۴۷۲
اَحمَدُ اللهَ عَلی مَعْدِلَةِ السُلطانِغزل ۴۷۳
وقت را غنیمت دان آن قدر که بتْوانیغزل ۴۷۴
هواخواه توام جانا و میدانم که میدانیغزل ۴۷۵
گفتند خلایق که تویی یوسف ثانیغزل ۴۷۶
نسیم صبح سعادت! بدان نشان که تو دانیغزل ۴۷۷
دو یار زیرک و از بادهٔ کهن دو منیغزل ۴۷۸
نوش کن جامِ شرابِ یک منیغزل ۴۷۹
صبح است و ژاله میچکد از ابر بهمنیغزل ۴۸۰
ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی