غزل‌های حافظ

فال بگیر
غزل ۱۶۹
یاری اندر کس نمی‌بینیم، یاران را چه شد؟
غزل ۱۷۰
زاهدِ خلوت‌نشین، دوش به مِیخانه شد
غزل ۱۷۱
دوش از جنابِ آصف، پیکِ بشارت آمد
غزل ۱۷۲
عشقِ تو نهالِ حیرت آمد
غزل ۱۷۳
در نمازم خَمِ ابرویِ تو با یاد آمد
غزل ۱۷۴
مژده ای دل که دگر بادِ صبا بازآمد
غزل ۱۷۵
صبا به تهنیتِ پیرِ مِی‌فروش آمد
غزل ۱۷۶
سَحَرم دولتِ بیدار به بالین آمد
غزل ۱۷۷
نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
غزل ۱۷۸
هر که شد مَحرمِ دل در حرمِ یار بِمانْد
غزل ۱۷۹
رسید مژده که ایّامِ غم نخواهد ماند
غزل ۱۸۰
ای پستهٔ تو خنده زده بر حدیثِ قند
غزل ۱۸۱
بعد از این دستِ من و دامنِ آن سروِ بلند
غزل ۱۸۲
حَسْبِ حالی نَنِوِشتی و شد ایّامی چند
غزل ۱۸۳
دوش وقتِ سَحَر، از غُصّه نجاتم دادند
غزل ۱۸۴
دوش دیدم که ملائک درِ میخانه زدند
غزل ۱۸۵
نقدها را بُوَد آیا که عیاری گیرند؟
غزل ۱۸۶
گَر مِی‌فُروش، حاجَتِ رِنْدان رَوا کُنَد
غزل ۱۸۷
دِلا! بِسوز! که سوزِ تو، کارها بِکُنَد
غزل ۱۸۸
مَرا به رِنْدی و عِشْق، آن فُضول، عِیْب کُنَد
غزل ۱۸۹
طایِرِ دولَت اَگَر باز گُذاری بِکُنَد
غزل ۱۹۰
کِلْکِ مُشْکینِ تو، روزی که زِ ما یاد کُنَد
غزل ۱۹۱
آن، کیست کز روی کَرَم، با ما وفاداری کند؟
غزل ۱۹۲
سروِ چَمانِ من چرا میلِ چمن نمی‌کند؟

متن آهنگ