غزل‌های حافظ

فال بگیر
غزل ۲۴۱
معاشران ز حریفِ شبانه یاد آرید
غزل ۲۴۲
بیا که رایتِ منصورِ پادشاه رسید
غزل ۲۴۳
بویِ خوشِ تو هر که ز بادِ صبا شنید
غزل ۲۴۴
معاشران! گره از زلفِ یار باز کنید
غزل ۲۴۵
الا ای طوطیِ گویا‌یِ اسرار!
غزل ۲۴۶
عید است و آخِرِ گُل و یاران در انتظار
غزل ۲۴۷
صبا ز منزلِ جانان گذر دریغ مدار
غزل ۲۴۸
ای صبا نَکهَتی از کویِ فُلانی به من آر
غزل ۲۴۹
ای صبا نَکهَتی از خاکِ رَهِ یار بیار
غزل ۲۵۰
روی بِنْمای و وجودِ خودم از یاد بِبَر
غزل ۲۵۱
شبِ وصل است و طی شد نامهٔ هَجر
غزل ۲۵۲
گر بُوَد عمر، به میخانه رَسَم بارِ دِگَر
غزل ۲۵۳
ای خُرَّم از فروغِ رُخَت لاله زارِ عمر
غزل ۲۵۴
دیگر ز شاخِ سروِ سَهی بلبلِ صبور
غزل ۲۵۵
یوسفِ گم‌گشته بازآید به کنعان، غم مخور
غزل ۲۵۶
نصیحتی کُنَمَت بشنو و بهانه مَگیر
غزل ۲۵۷
روی بِنْما و مرا گو که ز جان دل برگیر
غزل ۲۵۸
هزار شُکر که دیدم به کامِ خویشت باز
غزل ۲۵۹
منم که دیده به دیدارِ دوست کردم باز
غزل ۲۶۰
ای سروِ نازِ حُسن که خوش می‌روی به ناز
غزل ۲۶۱
درآ که در دلِ خسته، توان درآید باز
غزل ۲۶۲
حالِ خونین دلان که گوید باز؟
غزل ۲۶۳
بیا و کَشتیِ ما در شَطِ شراب انداز
غزل ۲۶۴
خیز و در کاسهٔ زر آبِ طَرَبناک انداز

متن آهنگ