غزل‌های حافظ

فال بگیر
غزل ۲۸۹
مَجمَعِ خوبی و لطف است عِذار چو مَهَش
غزل ۲۹۰
دلم رمیده شد و غافلم منِ درویش
غزل ۲۹۱
ما آزموده‌ایم در این شهر بختِ خویش
غزل ۲۹۲
قسم به حشمت و جاه و جلالِ شاه شجاع
غزل ۲۹۳
بامدادان که ز خلوتگَهِ کاخِ اِبداع
غزل ۲۹۴
در وفایِ عشقِ تو، مشهورِ خوبانم چو شمع
غزل ۲۹۵
سَحَر به بویِ گلستان دَمی شدم در باغ
غزل ۲۹۶
طالع اگر مدد دهد، دامنَش آوَرَم به کف
غزل ۲۹۷
زبانِ خامه ندارد سرِ بیان فِراق
غزل ۲۹۸
مقامِ امن و میِ بی‌غَش و رفیقِ شفیق
غزل ۲۹۹
اگر شراب خوری جُرعه‌ای فشان بر خاک
غزل ۳۰۰
هزار دشمنم اَر می‌کنند قصدِ هلاک
غزل ۳۰۱
ای دلِ ریشِ مرا با لبِ تو حقِّ نمک
غزل ۳۰۲
خوش خبر باشی ای نسیمِ شِمال
غزل ۳۰۳
شَمَمتُ روحَ وِدادٍ و شِمتُ برقَ وِصال
غزل ۳۰۴
دارایِ جهان نصرتِ دین خسروِ کامل
غزل ۳۰۵
به وقت گُل شدم از توبهٔ شراب خجِل
غزل ۳۰۶
اگر به کویِ تو باشد مرا مَجالِ وصول
غزل ۳۰۷
هر نکته‌ای که گفتم در وصفِ آن شَمایل
غزل ۳۰۸
ای رُخَت چون خُلد و لَعلَت سَلسَبیل
غزل ۳۰۹
عشقبازیّ و جوانیّ و شرابِ لَعلْ‌فام
غزل ۳۱۰
مرحبا طایرِ فَرُّخ پِیِ فرخنده پیام
غزل ۳۱۱
عاشقِ رویِ جوانی خوشِ نوخاسته‌ام
غزل ۳۱۲
بُشری اِذِ السَّلامةُ حَلَّت بِذی سَلَم

متن آهنگ